مرتضى مطهرى
135
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مرتبهء خودش را عوض نمىكند . چيزى كه هست اين است كه ذهن ما يك سلسله تصويرها و يك سلسله عكس بردارىها از اشياء دارد كه به حكم انطباقى « 1 » كه ميان تصوير عكس بردارى شدهء ذهن ما با وجود خارجى كه در كار هست ، يعنى به حكم نوعى انطباق كه ميان وجود ذهنى و وجود خارجى در كار هست ، مىگوييم كه يك چيز است ، يك ماهيت است و يك چيستى است كه واقعيتى در خارج دارد و واقعيتى در ذهن ما ؛ اما اينكه مىگوييم يك چيستى است كه امر مشترك انسان است ميان وجود خارجى و وجود ذهنى ، اين اعتبار و قرار داد ذهن ماست . پس همهء اين معانى و مفاهيمى كه ما در ذهن خودمان داريم مثل انسان ، حيوان ، درخت ، خط ، عدد ، . . . همهء اينها امورى هستند اعتبارى و به حكم اينكه اعتبارى هستند اين خصلت را دارند كه در مرتبهء ذاتشان مستحق موجوديت و معدوميت نيستند ؛ ما هميشه از جاى ديگر بايد موجوديت را بگيريم تا بگوييم اين موجود است ، و از جاى ديگر بايد معدوميت را بگيريم تا بگوييم اين معدوم است ، ولى او در ذات خودش نه موجود است نه معدوم . تقرير ديگر قبلا سؤالى مطرح شد كه سؤالى بجا بود و آن اينكه اين ماهيت كه ما مىگوييم ، كلى است يا جزئى ؟ مقدمتا بايد بگوييم كه كلى و جزئى دو اصطلاح دارد : يكى كلى و جزئى كه در اصطلاح متعارف منطق به كار مىرود كه مىگويند هر مفهوم يا صورت ذهنى ، يا قابل صدق بر كثيرين است يا قابل صدق بر كثيرين نيست . اگر قابل صدق بر كثيرين باشد مىگوييم كلى است مثل « انسان » و اگر قابل صدق بر كثيرين نباشد مىگوييم جزئى است مثل « زيد » . و ديگر كلى و جزئى كه به معنى شىء غير متشخص و شىء متشخص به كار مىرود ، كه مقصودمان از جزئى يعنى شىء متشخص و متعين كه هر
--> ( 1 ) . كه اين نوعى انطباق است كه در بحث وجود ذهنى دربارهء آن بحث مىكنيم .